گزارش کوهنوردی دارآباد 22 آبان ماه 94

ایستگاه مترو تجریش میعادگاه جمع شدن دوستان یزدانی بود که همه با دل کندن از خواب ناز صبح جمعه یک صدا به این میعاد لبیک گفتند.

البته مثل همیشه وفضایی که در اکثر قرارهای دوستانه حاکم است،یکی رأس ساعت و دیگری با اندکی تأخیر به جمع پیوست.

9صبح بود که با سه ون موجود در تجریش به سمت مقصد به راه افتادیم و با طی مسیری حدودا نیم ساعته به مکان مورد نظر عزیزمان(دارآباد) رسیدیم..

اما به محض رسیدن با دغدغه بزرگی مواجه شدیم؛ حمل وسایل موجود!!! که البته به لطف خدا و صبوری و همکاری دوستان، هم کوله های به روی شانه ها پربار شدند و هم دستهای خالی لبریز!

القصه لیدر گروه که بنده بودم فرمان حرکت را دادم و شیپور سفر نیم روزه ما نواخته شد.

به راه افتادیم… حرف هاو گپ های دوستانه و سلفی های دسته جمعی و انفرادی هم از همان ابتدای راه هم سفر ما شدند! هوای سرد و دلنواز پاییزی هم روحمان را نوازش میکرد اما سرمای ارتفاعات هم از حرارت این دورهمی دوستانه گرمای بهاری به خود گرفته بود و لذت مسیر را دوچندان می کرد.

بعد از ساعتی کوه پیمایی (با تمام نشست و برخاست ها و استراحت هایش) به استراحتگاه اول یا محل صرف صبحانه رسیدیم؛ جایی دنج و آرام در کنار رودخانه ای زلال و جاری و در زیر سایه ی درختانی که خداوند پاییز نقاشی اش را به زیبایی هرچه تمامتر به روی بوم سبزشان به تصویر کشیده بود. به روی زمینی که با سنگ فرشی از برگ های پاییزی سرخ پوشیده بود زیراندازها را انداختیم و برسر سفره ای سرشار از صمیمیت نشستیم و صبحانه ساده اما سالممان را میل کردیم و اما از نقش فلاسک های چای هم نباید غافل شد که مرحمی به روی زخم خستگی و سرما بودند…

زمان استراحت کوتاه ما تمام شده بود و نوبت به جمع کردن زباله های صبحانه رسید که این بخش زیبایی خاص خودش را داشت! نه تنها زباله های سفره ی ما بلکه زباله های باقی مانده از همنشینان قبلی این طبیعت به همت دوستان یزدانی ما جمع شد و این پیامی بود به روح زنده ی طبیعت و سلام ما به او و اینکه مراتب ارادت و علاقه ی خود را به او ابراز کنیم و همچنین حامل پیامی به نسل آینده که ما حافظان خوبی برای این امانت شما در دستانمان هستیم، چه زیبا بود!!

خلاصه… حرکتمان را به سمت آبشار پونه و چشمه بهاران ادامه دادیم. از اینجای مسیر، اندکی سختی راه رخی نشان می داد و کوه سیمایی متفاوت داشت اما، گذر از کنار رودخانه و درختان متواضع راه را هموار می کرد.  به هرصورت به آبشار رسیدیم…آبشاری با قامتی رشید و صدای دلنواز آب!

چه شور و شوق هایی که حاصل این دیدار بود و در عکسها به یادگار ماند. شعف هایی که معلول هم پیمانی طبیعت و دورهمی دوستانه ی ما بود! بعد از چندی درنگ، باز به راه افتادیم…

نسیمی ملایم می وزید که نه تنها جسم آدمی بلکه روح او را هم نوازش می کرد. به میان کوه های داراباد رسیده بودیم که با دو منظر متفاوت همراه بود!یکی مشرف بر تکنولوژی و دیگری طبیعت! تهران و ساختمان های در دود غرق شده اش در یک طرف و در طرف دیگر طبیعت نابش… ­

اندکی تا لب رودخانه پرآب برخاسته از دل کوه راه بود ، با هر سختی و خستگی که اغلب هم شیرین بود به مقصدی آمیخته از دل کوه و جریان دلربای رودخانه رسیدیم. بساط حرف و بازی های دوستانه مثل پانتومیم و مافیا و تنقلات همیشه حاضر در صحنه پهن شد

چه زود ساعات گذشت و صیحه ی بازگشت دمیده شد! سخت بود دل کندن از این دورهمی و طبیعت ناب. هوا هم گویا  دلش گرفته بود و رو به سردی رفت.

اما راه بازگشت هم شیرینی خودش را داشت! از طرفی دیدن مناظر و از طرفی  تجدید انرژی پنهانی دوستان از نوشابه هایی که گویا برای ناهار تدارک دیده شده بود…

سرتان سلامت،سرتان رابه درد نیاورم؛ رسیدیم پای کوه و سفره ی ناهار بر گستره ی زمین دراز کشید.کباب لقمه ای خوشمزه و دلچسبی درکنارهم بر سر این سفره نوش جان کردیم البته با نوشابه هایی که جان سالم به در برده بودند!! و خالی از لطف نیست ذکر این نکته که در این میان یکی از دوستان هم بخاطر فرهنگ سازی نوشابه را به کام خود حرام کرد.

بعد از ناهار معارفه ای مختصر صورت گرفت تا جمع حاضر پس از تصویر کلی که در ذهن خود از یکدیگر داشتند با جزییات و کلیاتی بیشتری از هم آگاه شوند و البته که این معارفه به طور کامل پایان نگرفت!

و اما برنامه ی نهایی نماز و خواندن حدیث شریفه کساء با صدای دلنشین دوست عزیز یزدانیمان بود که در مسجدی در پایین کوه به گرمی برگزار شد و ختم همه ی کارها نیز دعا برای فرج و سلامتی آقا امام زمان بود..

و سرانجام اینچنین بود که سفر نیم روزه ی ما به طبیعت پایان رسید…

در آخر از همه ی دوستانی که برای برگزاری این اردوی نیم روزه زحمات فراوانی کشیدند وما را همراهی کردند متشکر و سپاس گذاریم.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *